
“ The Times Of KH’s Concerts ”
SEP 27 2008
Washington DC
OCT 3 2008
Amesterdam / Holland
OCT 4 2008
Hannofer / Germany
OCT 10 2008
Hamburg / Germany
OCT 11 2008
Frankfurt / Germany
OCT 12 2008
Paris / France
OCT 31 2008
Calgary / Canada
Jan 2 2009
Kuala Lumpour / Malaysia
از همه شما عزیزان برای تمام ایمیل ها و نظرات زیباتون ممنونم! من تمام سعی و تلاشم رو می کنم تا شما طرفداران گل کامران و هومن لذت ببرید. و ممنونم که از بحث کردن پیرامون یک سری مسائل در این وبلاگ دوری می کنید. مرسی!
خب در این پست به دلیل درخواست های فراوانی که برای مصاحبه ی کامران و هومن در TV PERSIA بود این مصاحبه رو براتون تهیه کردم . من حجم این ویدئو رو کم کردم تا بتونید خیلی سریع دانلود کنید. امیدوام لذت ببرید!

به تازگی کامران و هومن عزیزمون رو در تبلیغی جدید از مشاورین املاک فوریو دیدیم. که باز هم درخشیدند. این تبلیغ رو هم برای دانلود گذاشتم! ولی کیفیتش کمی پایینه. ولی سعی می کنم که با کیفیت بهترش رو براتون تهیه کنم و برای دانلود در وبلاگ بذارم
.

می خوام یک متن بسیار زیبا که دست نوشته ی یکی از طرفداران گل کامران و هومن عزیز هست رو براتون بذارم!!! شیرین عزیز زحمت این نوشته رو کشیده! مرسی شیرین جان!
خدایا این اشکای من این رویا های شبونه این غمی که تو دلمه .....اینارو چی کار کنم تو بگو ؟ وقتی بچه بودم نمیدونستم این عشق چیه که همه حرفشو میزنن با خودم میگفتم عشق واسه من یعنی بستی شکلاتی یعنی با دوستا رفتن پارک و بازی کردن یعنی خوردن غذای مورد علاقم یعنی و یعنی های دیگر...!عشق از زمانی تو دلم به وجود اومد که آغاز یه سال جدید بود یعنی رویش دوباره طبیعت، یعنی هم آواز شدن پرندگان، یعنی بوسه ی گرم خداوند بر کره ی زمین...!همه میگفتن باید تو سال جدید آدم دیگه ای بشم، باید عوض بشم! ولی انگار دیگه لازم نبود من دست به کار بشم چون تقدیر، سرنوشتمو خود به خود عوض کرد! تو یه نگاه دل باختن، تو یه نگاه دیوونه شدن، تو یه نگاه به مرز جنون رفتن، تو یه نگاه عاشق شدن. آره من عاشق شدم! وقتی اون چشارو دیدم دست و پام لرزید، دلم ریخت و اشک به روی گونه هام جاری شد...!وقتی رفتم جلوی آینه وقتی خودمو دیدم دیگه اون آدم سابق نبودم من عوض شده بودم من تغییر کرده بودم اونم عشق بود که منو عوض کرد منو به یه شکل دیگه در آورده بود! ازت خواستم باهام همدردی کنی ازت خواستم که کمکم کنی و تو توی جواب بهم گفتی :وقتی داری اشک میریزی وقتی میخوای باهات همدلی کنم کاری از دستم بر نمیاد، فقط میتونم شونمو در اختیارت بزارم تا باهم اشک بریزیم تا باهام گریه کنیم و درد این دلو تیمار کنیم.داشتم از ساحل رد میشدمو با خدای خودم درد و دل میکردم بهش گفتم تو سختیا، تو بیکسیا کمکم کن! یارو یاورم باش، اونم قبول کرد! بعد از این مشکل دردناک وقتی برگشتمو به ساحل پشت سرم نگاه کردم فقط یه رد پا دیدم . به خدا گفتم مگه نگفتی باهامی مگه نگفتی که تا آخرش کمکم میکنی؟!؟!؟ نوازش گرمی روی سرم احساس کردم و کسی با صدای نرمی که پر از مهر و محبت بود بهم گفت: بنده ی عاشق من ،این رد پا ها ماله منه و تو توی تمام این راه روی شونه های من بودی و این من بودم که یک لحظه هم از تو دور نشدم. بغض راه گلویم را گرفت و به سختی سر بلند کردم و گفتم من عاشق تو وبنده ی توام! پرسید او کیست که تو انقدر دلباخت اش هستی ؟ با چشمایی خیس و صدایی گرفته به سختی گفتم... ناگهان از خواب پریدم باورم نمی شد که تمام این ماجرا خوابی بیش نبوده و با صدایی بلند و رسا و با چشمانی که از اشک غم می سوخت فریاد زدم : هومن دوست دارم تازمانی که خون در رگ هایم جاریست و تا لحظه ای که در2 قدمی پرتگاه مرگ باشم...!. هر کجا که باشم با تمام و جود دوستت دارم......!!!!!

کامران و هومن در جشن املاک: 4U
باز هم همه ی ما باید حمایتمون رو از کامران و همون عزیز این دو ستاره ی موزیک پاپ اعلام کنیم.

در آخر از همه شما دوستان عزیز باز هم برای لطفی که به این وبلاگ دارید تشکر می کنم.

امیدوارم از پست خوشتون اومده باشه!برای پست بعدی قسمت هایی از مصاحبه ی رامین زمانی عزیز رو براتون تهیه کردم! و عکسهایی جدید از کامران و هومن عزیز که فکر می کنم هیچ جایی این عکساهای زیبا رو ندیدین!
جمله ی همیشگیه من:
دوستتون دارم و دوستشون دارم خیلی زیاد!
مرسی از همه ی شما.