تبليغاتX
KAMRAN & HOOMAN : MY REASON FOR LIFE!!!
KAMRAN & HOOMAN
!!!MY REASON FOR LIFE
شنبه 24 شهریور1386
مصاحبه ای خواندنی از کامران و هومن!!!!

سلام ... سلام...!!!

خوبین دوستان؟؟؟؟

خیلی دلم براتون تنگ  شده بود!! برای دوستام(از جمله بهاره و پریسا !!) برای نوشتن وبلاگم !!(خوبه حالا

فقط چند روز دیر شده!!) ، برای کامپیو ترم!! خلاصه برای همه چیز!!! ولی نه همه چیز !! مثلاً دلم

 اصــــــــــــــــلاً برای ِ کاهو تنگ نشده بود!!

اصـــــــــلاً من چرا باید دلم برای اونا تنگ بشه؟؟؟ اصلا ً دلیلی داره!!آخه برای چی!!!هـــــــــــــــا؟؟؟؟؟

خب باشه چرا می زنین؟؟؟ دلم براشون تنگ نشده بود ، برای عکساشون ، برای موزیک ویدئو هاشون،

برای مصاحبه هاشون!!چون یار ِ همیشگی من که  تموم زندگیم توش ِ باهام بود!!!!

خب من اونجا از این دو تا هنرمند گل به جز یه پوستر ( که عکسشو براتون گذاشتم) و یه آلبوم که یه آهنگ

 تصویری از زمان بلک کتز توش  بود چیز دیگه ای پیدا نکردم!!

من یکی به امید مجلۀ هنرمندان رفته بودم، که 100 جا ما رو چرخوندن تا یه مجله پیدا کنیم!! که نکردیم!!

گفتن که صد در صد ویدئو البلد داره!!! رفتیم اونجا گفت فعلا هیچ مجله ای برامون نیومده،(حتی مجله های

قدیمی رو هم نداشت!!!) من فقط از ویدئو البلد یه پوستر خریدم!!! البته آلبوم هاشون هم بود ولی من که

 داشتم!!!

این هم  همون پوستری ِ که گفتم:

خب بریم سر آپ امروز!!!!! 

یادتون که نرفته!! مصاحبه رو می گم!!! گفته بودم که یه مصاحبۀ جالب از کامی هومی می خوام براتون

بذارم!!! امید وارم که نشنیده و نخونده باشین!!! یه ذره قدیمی!!!!

قبل از اینکه بریم سر ِ مصاحبه باید بهتون بگم عکسایی که  گذاشتم اگه  کوچیک هست  و

شما دوست دارید اونا رو به صورت کامل ببینید سِیوشون کنید!!!

اول این مصاحبه با صحبتای کسی که باهاشون مصاحبه کرده آغاز می شه!!

*<()>*مصاحبۀ کامران و هومن*<()>*

ديگه صبحونه و ناهار و شام به شکلهای مختلفی دور يک ميز يا تو راهرو يا تو آسانسور همديگر رو ديديم

 و دوست شديم(البته خودشون نمی دونن که ما دوستشونيم )!

اصولا آخر شبها همديگر رو تو سالن هتل می ديديم وتازه جلسه خانه و خانواده تشکيل می داديم و تا ۵ صبح

 می شستيم و حرف می زديم ( تو اين جمعها  تا صبح ، افشين و گروهش و اعضای گروه معين و هنگامه

هم بودن به اضافه طرفدارائی که راه هتل رو پيدا کرده بودن)!!

خلاصه تو اون پنج روز و شب دوبی من شاهد اين بودم که کامران و هومن چقدر ملاحظه کار و خاکی و در

عين حال با ادب هستن(آخـــــــــــــــه!!)

تو اين چند روز همراه اين بچه ها سوار مينی بوس رفتيم دور و بر دوبی که عکس امضا کنن .رفتيم شام و

ناهار و گردش و  بالاخره کنسرت. البته اونها بالای صحنه بودن ما پشت صحنه.

نتيجه اين چند روز معاشرت عکسها ( از افشين دهکردی) حرفهائيه که اينجا می بينين. بعدش بچه ها رفتن

آمريکا که آلبوم جديدشون رو تموم کنن!

** با کامران و هومن توی دوبی هستيم. بچه ها سلام ، اين سفر چطور بود ؟

هومن : خيلی خوب بود. چرا که دوستان ايرانی رو بيشتر از نزديک ديدم. تونستيم بيشتر باهاشون بشينيم و

 صحبت کنيم و اونها هم از آهنگ هايی که دوست داشتن برامون گفتن. کلاً خيلی خوب بود.

کامران : خيلی خوب بود بهزاد جان. اومديم اينجا با دوستان به Virgin Record رفتيم. دوستان ديگه ای

هم اونجا بودن. کارت پستال براشون برديم. يک سری هديه های کوچولو به عنوان يادگاری براشون برديم و

 يک دنيا کيف کرديم. چون هر دفعه که دوبی اومده بوديم انقدر نزديک نبوديم و بيشتر روی صحنه بوديم و

 معمولاً بعد از کنسرت ها ازخوابمون می زديم که مردم رو ببينيم. اما اين دفعه فرق داشت و خيلی خوب بود.

** اتفاقاً من هم می خواستم همين رو بگم چون با کامران و هومن بودم. البته نه اينکه خودشون بخوان!

دعوتم نکردن، اما من مثل انگل بهشون چسبيده بودم! ولی شايد توی اين سه چهار روز، زودتر از ۵ صبح

 نخوابيدين، بعضی وقت ها حتی تا ۸ صبح بيدار بودين! درسته هومن؟

هومن:  آره. حتی بعضی وقت ها تا ۹ صبح بيدار بوديم!

** تو Virgin Record که رفته بودين مردم زيادی جمع شده بودن و ازدحام انقدر بود که من نزديک بود

چند بار چپ کنم!  جريان اين روسری ها چی بود که بين مردم پخش می کردين ؟

هومن:  روسری نيست. "بندنا" هست که هم می تونين سر رو باهاش بپوشونين و هم روی دست ببندين!

کامران:  روی اين بندنا ها و همين طور روی کارت های ما ، علامت K و H هست که ميشه کامران و

هومن. اين يه يادگاری کوچيکی بود که دوست داشتيم مردم از ما داشته باشن.

** من راجع به همين بندنا بگم که يه جيزی مثل دستمال يزدی خودمون هست ، اما مدل لس آنجلسی! البته

آرم بچه ها قراره عوض بشه و يک( B بهزاد ) هم بهش اضافه خواهد شد!!! خلاصه بچه ها ما خيلی با

کنسرات شما حال کرديم. از کنسرت معين و شادمهر و هنگامه با همکارم افشين دوييديم اومديم ، به آخرين

 آهنگ سياوش قميشی رسيديم و بعدش شما اومدين روی صحنه. چطور بود کنسرت دوبی ؟

هومن:  خيلی خوب بود. انرژی زيادی مردم گرفتيم.

کامران : توی دوبی که ميايم مردم بوی ايران رو با خودشون ميارن و ما اينجا که ميايم خيلی کمتر احساس

غربت می کنيم تا وقتی که ميريم جاهای ديگه. از همه شون تشکر می کنيم که اين هديه رو برامون ميارن.

** اتفاقاً اين دفعه شما با لباس سفيد روی صحنه اومدين و عکس های جالبی هم از شما گرفتيم.

کامران:  درسته. دوستان معمولاً عادت دارن ما رو با رنگ لباس سياه می بينن اما اين دفعه دوست داشتيم

با رنگ سفيد که رنگ صلح هست روی صحنه بياييم.

** وقتی توی دوبی برنامه اجرا می کردين ، مردم رو نگاه می کردين؟

هومن:  بله. نگاه می کنيم. اتفاقاً فاميل ما هم از ايران اومده بودن و وقتی اونها رو ديدم حسابی احساساتی

 شدم.

** توی عکس ها وقتی داشتين به مردم امضاء می دادين ، مادربزرگتون هم هست. درسته ؟

بله. نزديک ۱۸ سال بود که فاميلمون رو نديده بوديم و فکر کنم ۲۲ نفر از فاميل های ما اومده بودن اينجا.

** کجا ملاقاتشون کردين ؟

کامران:  اول می خواستيم جايی باشه که يک مقدار خصوصی باشه. اما جايی که انتخاب يا شانس ما شد،

City Center بود! شلوغ ترين جای دوبی! اونجا که رفتيم فاميل ها رو بعد از ۱۸ سال ديديم ... گريه و

زاری ... ما همين جوری که مشغول بغل کردن و بوس کردن بوديم ، بين فاميل ها ، هموطنانمون هم حضور

 داشتن و حسابی متعجب شده بودن که ما رو ديده بودن و از ما عکس می گرفتن!

هومن:  من از کامران می پرسيدم اين کيه ؟ خاله مونه ؟ می گفت نه ! اين خانم اومده باهامون فقط عکس

بگيره !!! گفتم اوه ! من دو ساعته دارم ميگم دلم خيلی براتون تنگ شده !(بد سوتی داد یــــــــــــا!!)

** من فکر می کردم مادربزرگت يکی از طرفدارهای شماست! اما ديدم نه واقعاً مادربزرگته! توی فاميل از همه جالب تر،

کی بود که ديديش ؟

هومن:  مادربزرگم. خيلی دوست داشتم ببينمش.

 ** چه کسی رو تعجب کردی وقتی ديديش ؟

هومن: پسر خاله مون که بزرگ شده بود! داشتن خانواده کنار انسان واقعاً بزرگترين نعمته.

** روی صحنه که بودين اين همه خستگی و احساسات ، روی اجراتون تاثيری نگذاشت ؟

هومن:  من وقتی خواب آلود باشم و برم روی صحنه بيشتر انرژی دارم! نمی دونم چرا اينجوری ام! ولی با

 انرژی که فاميل و هموطنان عزيز به ما ميدن ، اگر ۲۰ ساعت هم نخوابيده باشی و بری اون بالا ، ديگه

 همه چی فراموش ميشه.

کامران:  شايد بعد از کنسرت خسته بشی. اما اون لحظه که پامون رو روی صحنه می ذاريم ، عقربه ساعت

 می ايسته و انگار ميری يک دنيای ديگه!

** روی صحنه شما آهنگ هايی از گروه Black Cats هم خوندين. آهنگ جديدی هم خوندين ؟

کامران:  ما با گروه بسيار عالی Black Cats که باعث افتخار ما هست ، دو آلبوم بيرون داديم به نام های

 "سيندرلا" و پاپ فادر از اين دو آلبوم تقريباً ده آهنگ اجرا کرديم. به اميد خدا به زودی دوباره بر می گرديم

 به دوبی و اين بار با آهنگ های جديدمون.

!توی اين آهنگ ها با چند نفر از هنرمندان عزيز کشورمان همکاری کرديم که دوست دارم اسمهاشون رو

 بگم ... آقای "رامين زمانی" که تهيه کننده اين آلبوم هستند و "خانم مريم حيدرزاده" که افتخار اين رو

 داريم که اشعار ايشون رو بتونيم در آلبوم جديد بخونيم. اميدوارم اين کار که من و هومن با آقای رامين

زمانی و خانم مريم حيدرزاده اجرا می کنيم ، به دل دوستان بشينه

هومن:  اسم اين آلبوم هم هست "بيست".

** بيست ... جالبه ... نمره ای که ما هيچ وقت به عمرمون نديديم !!!

** البته توی شعر خانم حيدرزاده و همچنين توی ويدئوی اين شعر خواهيد ديد که چرا اسم اين آلبوم شده

بيست !شعرهای مريم حيدرزاده يه جوری هست که تاثير می ذاره روی سبک ... يعنی ميشه گفت سکوی

پرتابی ميشه برای آينده کاری ، نه ؟

هومن:  دقيقاً. احساسی که مريم توی شعرهاش داره ، خود ما رو هم احساساتی کرد. کامران خودش چند بار

 توی يکی از آهنگ ها اشک ريخت!  ( این دیگه جدا  آخــــــــــــــــــــــــــــــــــه داره!!)

** اين آلبوم کی مياد بيرون ؟

هومن:  فکر کنم در ماه اکتبر ( آبان ) بياد توی بازار. دو تا ويدئو تا به حال هم برای اين آلبوم درست کرديم

 و پنج شش تا ديگه هم قراره به زودی درست کنيم.

** هومن، درباره رقصيدن می خواستم ازت بپرسم. ميدونم که تو طرفدار Michael Jackson هستی.

 روی صحنه هم شما رقص هماهنگی می کردين ... ميشه بيشتر برامون توضيح بدی ؟

هومن:  ما رقصنده داريم که قراره برای کنسرت نوروز ، اونها رو هم با خودمون بياريم و با هم برقصيم.

کامران
:  رقصيدن روی صحنه کار سختيه. بيشتر وقت ميخواد ، بيشتر ورزش می خواد و کلاً خوندن هم

 سخت تر ميشه. چون وقتی تحرک داری ، نفس گرفته ميشه. سعی می کنيم اين برنامه های زنده ما به جايی

 برسه که بگيم ما هم می تونيم ... ما هم می تونيم اين رنگ و اجرا رو داشته باشيم.

** هومن توی خونه هم می رقصی؟

هومن:  ما هر جا ميريم ، هم می خونيم و هم می رقصيم. چه تو اطاق باشه چه با دوستان!

** من خيلی خواننده ها رو ديدم که پشت صحنه ، جلوی ميکروفن و جلوی دوربين ، سه تا شخصيت مختلف

 دارن. اما کامران و هومن يک جورن. به خاطر همين خيلی خوشحالم با شما آشنا شدم و توی کنسرت های

 ديگه هم قول ميدم مثل کبک روتون فرود بيام!!!

هومن : من هم ممنونم. بهزاد جان تو هم از خانواده هنری ما هستی.

خب این هم از مصاحبه ای که گفته بودم !!!

 قسمت ِ جالبش هم همون جایی بود که هومن یه سوتی ِ کوچولو داده بود دیگه!! 2ساعت داشته به یکی از

 طرفداراش می گفته که دلم براتون خیلی تنگ شده بود!! خیلی با حال بود!! من که از خنده ترکیدم!! یه جای

دیگش هم وقتی بود که مادر بزرگشون رو دیده بودن!! خیلی برای من جالب بود!!!(چه با احساس!!) بعضی

 از قسمت های خالبش رو براتون رنگی  کرده بودم!!

راستی تو این مصاحبه یه چیزی رو متوجه شدین؟؟؟؟ هومن خیلی بیشتر از کامران صحبت کرده بود!! خیلی

  برای من عجیب بود!! چون تو بیشتر مصاحبه هاشون کامران بیشتر صحبت می کنه!! نـــــــــه؟؟؟؟

خب مرسی از نظرای قشنگتون!!

مهسا جون ، یلدا جون ، مینوی ِ عزیز، الهه جون، طناز جون ، پری جون ، آقا محمد ، هانا (

OnlyHooman ) جون ،نیلوفر (هومن) عزیز، غزاله جون ، روژین ِ گل ، آقا کامیار ، نازی جون ، یلدا ی

 ِعزیز ، نگین  (US5) عزیز ، هاله و ورانیکا (مهرنوش) جون ، ستاره عزیز ، رومینا جون ، تینای ِ گل  و

نیوشا جون مرسی که اومدین!!

بهاره جون مرسی که سر می زنی!!! خیـــــــــــلی خوشحالم کردی با خبری که بهم دادی!! از طرف من

مامانت رو ببوس!!

هم عکس ِ در خواستیت!

محدثه جون مرسی که اومدی!!! ببخشید عزیزم!!! شرمندۀ روی ِ ماهتم!! چشم قول می دم که از کامران

 بیشتر بذارم!! ولی خب چی کار کنم، بیشتر عکسای ِ من از هومن ِ! ولی باشه برات می ذارم!امید وارم از

عکسای ِ این آپ خوشت بیاد!!

ستاره جون مرسی که اومدی!! مشکلی نیست که دیر اومدی!! همین که اومدی خودش کلیه!!

نکیسا جون مرسی که اومدی!! تو آپای قبلی یهو غیبت زد و دیگه نیومدی!! خیلی منتظرت بودم!! جریان سید

 بودنشونهم  بر می گرده به دو آپ قبلی !! بعضی ها می گن سید هستن  و بعضی ها می گن سید نیستن!!

خود من هم گیج شدم!!  (فکر کنم هستن!! و لی مطمئن نیستم!!)مر سی که اینقدر به من لطف داری منم

دوست دارم خیلی زیاد!! اینو همیشه گفتم!!)    

مهدیه پاییزی جون مرسی که اومدی عزیزم!! نــــــه من اون مهرنوشی که گفتی نیستم!! ولی اون مهرنوش

 تو پیوند هام هست! در ضمن من لینکت کردم!!

شهرزاد  جون )دیوونه و عاشق ِ (KH مرسی که اومدی!! والا منم نمی دونم که خبر آلبوم  شایعه ست یا

 نــــه!! خبری بود که به من دادن، من هم گفتم که به شما دوستای ِ گلم بدم!! در ضمن من لینکت کردم!!!

زهرا هومی ِ عزیز مرسی که اومدی! فعلاً که همه دارن می گن جریان آلبوم شایعه ست!! ولی من منتظر

می مونم!! در مورد باز  نشدن عکسا اگر به صورت ضربدر میاد خودت که می دونی باید شو پیکچر رو

 بزنی!! ولی اگه هیچی نمیاد و جای عکسا سیاه هستش مشکل از بلاگفاست!! من سعی کردم درستش کنم

 ولی نشد!! اگه همونجا سیو پیکچر رو بزنی عکسا سیو می شه و بعد می تونی ببینیش!! ( لینک عکسا رو

گذاشتم!!)

    

پگاه جون مرسی که اومدی عزیزم!! مگه تو مصاحبۀ کامران و هومن جون رو در شبکۀ پن در سال ِ نو

 ندیدی؟؟؟ من خودم تا ساعت ِ 5:30 صبح بیدار بودم و همۀ مصاحبه هاشون رو دیدم!! تازه وقتی شبکۀ

طپش موزیک ویدئوی ِ چرا خورشید می تابه ، چرا می چرخه زمین رو پخش کرد  انقدر زیاد کردمش که همه

 از خواب بیدار شدن!! ولی باشه اگه گیرم اومد، یا متن مصاحبه رو می ذارم و یا برای دانلود در وبلاگم

 قرارش می دم!!!!

روشنک جون مرسی که اومدی عزیزم!! امید وارم خبر آلبوم درست باشه!! و شایعه ای در کار نباشه!!

سیمین جون مرسی که خبر دادی!! وبلاگ ِ جدیدت هم مبارک باشه!! من این وبلاگ ِ جدیدِت رو لینک کردم!!

کامی هانی هامی ِ عزیز مرسی  که اومدی عزیزم!! عکسا هم قابله تو رو نداشت!! متأسفانه نشد که اون

سوغاتی ِ در خواستیت رو بذارم!! تو آپای ِ بعدی حتما می ذارمش!!!

سپیده جون مرسی از لطفت!!! نشد که بذارمش!!

خب در آخر باید بگم که خیلی هاتون گفته بودین  که خبر آلبوم شایعه ست من صحتش رو نمی دونم  واین

 خبری بود که تازه برام اومد!!!! حالا منتظر می مونیم!!! و مهم این هست که آهنگ " تو به من نشون دادی

 " تو آلبوم جدیدشون هست!!!

ویه چیز دیگه!! اینکه بعضی ها گفته بودن که عکسای ِ هومن و برایانا باز نمی شه!!! به همین خاطر در

اینجا لینک عکسا رو براتون می ذارم، تا ببینیدشون!!

هومن و برایانا(1)        هومن و برایانا(2)

کامران و برایانا           کامران و هومن و برایانا

خب این هم از آپ این دفعه !! خوشتون اومد؟؟؟؟؟

     

                                                               

می خواستم تو آخرین آپ تابستونیم، سوغاتی ای رو که براتون آورده بودم بذارم  که یه چیز ِ توپ و باحال

بود!!! ( برای دانلود) ،  که نشد!! ولی قول می دم که تو آپای ِ بعدی حتما  بذارم!!

منتظر نظرای ِ قشنگتون هستم!!!(یادتون نره عکسا رو با سایز واقعی ببینید!!!)

این جملۀ همیشگی منه:

      *()* دوستتون دارم و دوستشون دارم خیلی زیاد *()*

تا آپ بعدی!!

بای بای!

                                                  سایت طپش(رای بدین)

+ دست نوشته طرفداری به نام مهرنوش